الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
434
الغدير ( فارسى )
- فرمودش : اى آب خود فرو دركش و ريگهاى فرات آشكار شد ، از صولت فرمانش . « 1 » ( 2 ) در قصيدهء ديگرى كه 57 بيت است : امير المؤمنين را چنين مىستايد : - در معركههاى فراوان پيش تاخت ، نه عقب نشست و نه لرزه بر اندامش فتاد . - چه غمها كه از دل برادرش مصطفى زدود ، گاهى كه بلا در كمين بود . - ميان آن كس كه شيوهء فرار به يادگار نهاد ، با آنكه در پيكار چون كوه پابرجا بود ، تفاوت از زمين تا آسمان است . - در سورهء « هل اتى » خداى رحمان مقامش بنمود و جودش بستود ، به دامنش چنگ زن . - على است كه فرمود : از من بپرسيد تا اسرار علوم پنهانى را بر شما هويدا سازم ، جز او را ياراى چنين ادعا نبود . - بلكه مىگفت : بر شما سرور شدم ؛ اما بهتر از شما نبودم ؛ اگر راه كج گرفتم ، به راستم رهنمون باشيد . - اگر حاسدان مقامش نشناختند ، دوستان حق ، او را معترف آمدند . - به روز غدير فضلى نامور داشت كه رسول حق در ميان جمع دستش برافراشت . ( 3 ) در قصيدهء ديگرى كه 44 بيت است ، چنين فرمود : - تا كى بر ياران سفر كردهات بنالى ؟ تا چند كنار اين كلبههاى فروريخته منزل سازى ؟ - اينك كه گرد پيرى بر سر نشست ، ديگرت دلدادگى بس است ، ياد دوست از سر بگذار . - سوى خدا بازگرد و از همت برگزيدگانش شفاعت جوى كه صاحبان خيرند و بركت .
--> ( 1 ) . قصيده 39 بيت است كه گزيدههاى آن در مناقب ابن شهر آشوب و الصراط المستقيم بياضى ديده مىشود و تمام آن در كتاب الرائق علامه سيد احمد عطار ياد شده است .